گوربان:
هر ثانیه ای که می میرد، بر دوش قلمم تشیع می شود تا در گورستان سپید دفترم دفن گردد. و اینجا، من «گور بان»ِ هزاران ثانيه مدفون در دل ِ واژه ها هستم... و تو فاتحه خوانی یا رهگذر یا جنازه ای سرپا که بالای گور من مدعی زیستنی؟ گور بان، نه مدعی خلق اثر هنری است نه پاره نوشته های ادبی، نه شعر و نه هر آنچه که گواهی از نامی است ونشانی! من تنها، یادمان روزهای تنهایی خود را بر دیوار زندان خویش می نویسم!