تبليغاتX
\/\/\/\/___________________

گوربان: هر ثانیه ای که می میرد، بر دوش قلمم تشیع می شود تا در گورستان سپید دفترم دفن گردد. و اینجا، من «گور بان»ِ هزاران ثانيه مدفون در دل ِ واژه ها هستم... و تو فاتحه خوانی یا رهگذر یا جنازه ای سرپا که بالای گور من مدعی زیستنی؟

داستانک: تکه ای است واقعی، کوتاه، ساده و شايد بی مغز! از روزگاری که می گذرانم. داستانک پشت پرده نمايشی است که بر صحنه گوربان تماشا می شود.

ديالوگ: يک عکس تصادفی و بی هدف از گفتگوی روزانه، با يک دوربين مخفی!

تـفال: يک بيت، تنها يک بيت! از حافظ...

مثنوی: جرعه ای از خمرهء جلال الدین


گورها:

   * بی سران
   * تیر
   * تهدید
   * بی تاب
   * حلقوم
   * استعباد
   * آواره دل
   * نوطاغوتها
   * نجاسات
   * انتخابات
   * داستانک25
   * تو دروغی
   * معرفتشناسی
   * تاوان
   * ممنوع
   * قهوه ای
   * میر
   * من
   * هروله
   * مادری
   * علوفه
   * کوچ
   * غروبزده
   * تنگـ نظر
   * سوزنبان
   * میوه
   * دیالکتیک
   * بهت
   * ازدحام
   * عافیت
   * سقف
   * ثروت
   * پلاس
   * گاو
   * مثنوی
   * جامانده
   * عاطفه
   * معجزه
   * نآرام
   * هیچ
   * تفال23
   * تنـ ـگور
   * داستانک24
   * شیرین
   * لعنت
   * ردپا
   * قفس
   * داستانک23
   * مردها
   * اراده

فهرست کامل

 

PageRank

روزگار سپری شده

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

شرمندگی

سنگ کودکان

جز به گنجشکان

نمی رسد...


شرح ...
  

+  | شنبه 13 تیر1388| 3:35 قبل از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

یاس

یاس

از قلم کسی می بارد

 

که

خدایش

از غمش

کوچکتر است

  

+  | پنجشنبه 11 تیر1388| 12:43 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

بیانیه نهم میرحسین موسوی

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم.


شرح ...
  

+  | چهارشنبه 10 تیر1388| 7:53 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

کبکها

کاش

کبکها

باور داشتند

که برفـــ ، آب شدنی است!


شرح ...
  

+  | چهارشنبه 10 تیر1388| 0:44 قبل از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

مقعد

در مقعد روزگار

هبوط کرده ایم

دهان باز کردن همانا

گه خوردن همان!

  

+  | سه شنبه 9 تیر1388| 1:34 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

بی سران

به مترسک ها بگویید

کلاغ رو سیاه شهر نیز فهمید

که زیر کلاه حصیری شما

 سر نیست

چه رسد به ما که جوانه ایم

  

+  | یکشنبه 7 تیر1388| 9:45 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

تیر

در باورتان بود

که دوباره روزی برسد

که در این شهر

«تیر» از «انسان» گران تر باشد!؟


شرح ...
  

+  | شنبه 6 تیر1388| 4:44 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------