تبليغاتX
\/\/\/\/___________________

گوربان: هر ثانیه ای که می میرد، بر دوش قلمم تشیع می شود تا در گورستان سپید دفترم دفن گردد. و اینجا، من «گور بان»ِ هزاران ثانيه مدفون در دل ِ واژه ها هستم... و تو فاتحه خوانی یا رهگذر یا جنازه ای سرپا که بالای گور من مدعی زیستنی؟


آقای ِ کوچکـــ :


خر

بیچاره خر...! حتی یک جفتک بدون رضای خرآفرین نمیزند. با نظم عالم هم کاری ندارد. به نعمت هم که می رسد، آنقدر شادی می کند که «خرکيف» می شود متلک خلق! آنوقت به توی ناشکر عوضی سیاه بین هم می گویند خر! این انصاف است؟

  

+  | یکشنبه 10 تیر1386| 11:34 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------