تبليغاتX
\/\/\/\/___________________

گوربان: هر ثانیه ای که می میرد، بر دوش قلمم تشیع می شود تا در گورستان سپید دفترم دفن گردد. و اینجا، من «گور بان»ِ هزاران ثانيه مدفون در دل ِ واژه ها هستم... و تو فاتحه خوانی یا رهگذر یا جنازه ای سرپا که بالای گور من مدعی زیستنی؟


آقای ِ کوچکـــ :


کودک

انقدر دوستدارم دیدن صورت بچه هایی که به دوش مادرشان آویزان شده اند و دهانشان انقدر ازخنده باز می شود که آب دهانشان روی دوش مادر نقش می بندد.

مادر به جلو نگاه می کند

کودک به پشت سر

مادر اخم میکند

و کودک زبان درازی ات را هم تحویل می گیرد و می خندد

  

+  | یکشنبه 14 مرداد1386| 11:54 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------

وفا

دخترک ناجوان سالی را دیدم که از زشتی اش می نالید


گفتم غم مخور خدا تو را زشت آفریده است که همواره وفادار باشی


وفا خودش زیبایی است


نیست؟

  

+  | سه شنبه 9 مرداد1386| 11:43 بعد از ظهر | 

----------------------------------------------------------------------