گاه
آستين بالا می زند
که مـرا
به طـ ُـعمه ی
نان
ران
و چیزی در میان اين و آن
انزال کند!
آنگـاه
عبـ ـای سفيدم را بر سـ ـر می کشم
تا چون چتری باشد
حائل رجـم او
و ايـن آغاز مـستی است!
او خفه می شود
من ساکت
عالم ِ مستی
بی صداست
شیطان
سياه می شود
من سياه مست
خدا نيز در اين ميان
مزه می دهد...
مزه می دهد...
مزه می دهد...
مزه می دهد...
...
+ | چهارشنبه 11 اردیبهشت1387| 1:17 قبل از ظهر |
----------------------------------------------------------------------