گوربان: هر ثانیه ای که می میرد، بر دوش قلمم تشیع می شود تا در گورستان سپید دفترم دفن گردد. و اینجا، من «گور بان»ِ هزاران ثانيه مدفون در دل ِ واژه ها هستم... و تو فاتحه خوانی یا رهگذر یا جنازه ای سرپا که بالای گور من مدعی زیستنی؟
در مقعد روزگار
هبوط کرده ایم
دهان باز کردن همانا
گه خوردن همان!
+ | سه شنبه 9 تیر1388| 1:34 بعد از ظهر |
----------------------------------------------------------------------